غضب بلا حقد(قهر بی کینه)

قهر بی کینه

در دنیای رفاقتش قهر و آشتی هم بود. دعوا و آرامش هم بود. دیر عصبانی میشد و اگر از دست کسی ناراخت بود، بی محلی می کرد و توجهی نداشت. قهر می کرد، اما کینه ای نبود. طاقت قهرهای طولانی را نداشت و عاطفی و دل نازک بود و زود آشتی میکرد. اما هر بار که آشتی می کرد، صمیمیت ها چند برابر می شد.(دوست شهید)

غضب بلا حقد

في صداقته كان يختلط الغضب والصلح، الشجار والهدوء، كان يغضب ببطء وإذا انزعج من أحدٍ ما فإنه لا يُبالي به ولا يلتفت إليه ويغضب منه، ولكنه لم يكن يحقد. لم يكن يغضب لمدة طويلة، كان عاطفياً ورقيق القلب وسرعان ما يتصالح. ولكن في كل مرة يتصالح فيه تصبح صداقته أقوى.(صديق الشهيد)

http://islamiccoa.com

صديقٌ واعٍ(رفیق با معرفت)

رفیق با معرفت

هوای رفقایش را داشت. تا جایی که می توانست، کمکشان می کرد و نسبت به حرمتی که بین رفقایش بود، حساسیت نشان میداد و با معرفت بود. حتی نسبت به دوستان دوستانش ارزش و احترام قائل بود.(دوست شهید)

صديقٌ واعٍ

كان يهتم بأصدقائه ويساعدهم قدر المستطاع ويولي أهمية كبيرة للمحافظة على الاحترام بين أصدقائه، كان شخصاً طيباً ويُقدّر أصدقائه.(صدیق الشهید)

http://islamiccoa.com/book/1/أبو-وصال

أُسلوب الدراسة(شیوِه دَرس خواندَن)

شیوه درس خواندن

شیوه خاصی برای درس خواندن داشت که تحت هیچ شرایطی آن را تغییر نمیداد. برایش فرقی نمیکرد که سه روز یا سه ساعت به امتحان مانده باشد. کتاب را می خواند و بعد خلاصه نویسی میکرد. همان خلاصه نویسی هایش را در اختیار دیگران قرار میداد و به این شیوه مطالعه علاقه داشت. برای درس خواندن حرص نمیخوردو با آرامش رفتار میکرد.(دوست شهید)

أُسلوب الدراسة

كان له أسلوبه الخاص في الدراسة، ولم يكن يغيّر هذا الأُسلوب أبداً، فلا فرق لديه إذا كانت قد بقيت ثلاثة أيام حتى الامتحان أو ثلاث ساعات. كان يقرأن الكتاب ثم يقوم بتلخيصه، ويقرأ الملخّص. خلال تبادل المعلومات الدراسية كان يعطي ملخّصاته للآخرين وكان يدرس بهذه الطريقة فقط. لم يكن يتوتر عند الدراسة، بل يدرس بهدوء.(صديق الشهيد)

http://islamiccoa.com/book/1/أبو-وصال