دهان کثیف

دوران کودکی اگر از جایی حرف زشت یاد میگرفت و در خانه تکرار میکرد، میگفتم دهانت کثیف شده و میخواستم برود و دهانش را بشوید. باور میکرد و دهانش را میشست. یک بار حرف زشتی را دو بار تکرار کرد. سری اول شست و برگشت. سری دوم آن فحش را مجدد گفت، تشر زدم دهانش را خوب نشسته است. این بار با مایع و صابون دهانش را شست، و گفت که حالا تمیز شده است. (مادر شهید)

الفم القذر

خلال طفولته، كان إذا تعلّم كلمة قبيحة في مكانٍ ما وكرّرها في المنزل، قلت له: لقد اتّسخ فمك، فأَطلُب منه أن يذهب لغسل فمه، فكان يُصدّق ذلك ويذهب لغسل فمه. في إحدى المرات كرّر قول كلمة قبيحة، في المرة الأُولى ذهب لغسل فمه ثم عاد وكرر نفس الكلمة، فقلت له بغضب إنّه لم يغسل فمه جيداً، ذهب وغسل فمه بالصابون وقال: الآن أصبح فمي نظيفاً. (والدة الشهيد)

http://dar-alhadarah.com/book/1/أبو-وصال