از محمد رضا تا محمدرضا

عاشق دایی هایش بود و نسبت به دو دایی شهیدش ارادت خاصی داشت. از نظر اخلاقی شباهت هایی به دایی هایش داشت. در متانت و ادب و مقید بودن، شبیه دایی بزرگش “شهید محمد علی طوسی” بود، اما در پر جنب و جوش بودن و شیطنت هایش به دایی کوچکش ” شهید محمدرضا طوسی” رفته بود؛ طوری که پدربزرگش به او می گفت: محمدرضا؛ شیطنت هایت شبیه محمدرضای من است.(مادر شهید)

من محمد رضا الى محمد رضا

كان يحبّ خاليه حبّاً جمّاً، ويكنُّ احتراماً خاصاً لخاليه الشهيدين. كانت طباعه تشبه طباع خاليه، فكان يشبه خاله الشهيد “محمد علي طوسي” من ناحية الوقار، الأدب والالتزام الديني، أما نشاطه وشغبه فكانا يجعلاه شبيهاً بخاله الأصغر الشهيد “محمد رضا طوسي” الى درجة أنّ جده كان يقول له: “محمد رضا! شغبك يذكّرني بابني محمد رضا!”.(والدة الشهيد)

http://dar-alhadarah.com/book/1/أبو-وصال