مهربان برای دوستانش

وسط خیابان بودم که با من تماس گرفت. با حالتی ناراحت و گرفته خبر تصادف یکی از دوستانش را داد. حتی عکسش را فرستاد و تأکید داشت به طور ویژه دعایش کنم و ختم صلوات بگیرم. خیلی به منزل آن دوستش می رفت و چون شکستگی هایش زیاد بود، کمکش میکرد تا جابه جا شود و کارهایش را انجام می داد.(خواهر شهید)

رحيم مع أصدقائه

كنت خارج المنزل فاتصل بي وأخبرني بلحن حزين أنّ أحد أصدقائه تعرض لحادث سيارة، وأرسل لي صورته ثم طلب مني الدعاء له وأن أصلّي على النبي وآله وأدعو لشفائه. زار صديقه كثيراً ولأنه كان يعاني من كسور عديدة، فكان يمد له يد المساعدة ليتحرك ويساعده في انجاز بعض الأعمال.(شقيقة الشهيد)

http://dar-alhadarah.com/book/1/أبو-وصال