ورزیدگی

به خاطر قد بلند و بدن آماده ای که داشت برای مبارزه و رزم مناسب بود. در دوره های آموزشی که با هم داشتیم بدنش ورزیده تر شده بود. در یک اردوی پینت بال که با دوستان گذاشته بودیم، خیلی پر قدرت بود. طوری که در پنج دور بازی با حضور او، چهار دور را بردیم و در یک اقدام تلافی جویانه از کسی که کرکری خوانده بود همگی بر سرش ریختیم و تیربارانش کردیم. او با این که تیرهایش تمام شده بود، ول کن نبود و با سلاح خالیش همین طور شلیک میکرد.(همرزم شهید)

اللياقة البدنية

كان طويل القامة وقويّ البنية مما يجعله خياراً جيّداً للقتال. خلال مشاركتنا في الدورات التدريبية ازدادت لياقته البدنية. خلال مباراة لكرة الطلاء مع الأصدقاء تميز محمد رضا بمهارته وقوته، فربحنا المباراة بأربعة أشواط مقابل شوط واحد بسبب وجوده في فريقنا. وفي نهاية المباراة قمنا بتأديبه لأنّه تحدّانا كثيراً خلال اللعبة فهاجمناه جميعاً وأفرغنا مخازننا نحوه، رغم أنّه لم يكن يملك المزيد من الاطلاقات إلّا أنّه بقي يلوّح بسلاحه.(رفيق الشهيد في السلاح)

(كرة الطلاء هي رياضة، يتنافس خلالها اللاعبون، في فرق أو بانفراد، للقضاء على خصمهم بواسطة ضربهم بكرات صغيره تحتوي على طلاء (تشير الى الكرة المطلية) من بندقية خاصة تسمى علامة كرة الطلاء.)
http://dar-alhadarah.com/book/1/أبو-وصال